|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
نیستان
بشنوازنی چون حکایت می کند ××××××× وزجدایی هاشکایت می کند
جوانتر که بودم هميشه با خودم مي گفتم که چرا اين همه انسان در سراسر زمين وقتي که حسين (ع) جنگيد به کمک او نرفتند .
چرا هيچکس کاري نکرد ؟
|+| نوشته شده توسط نی در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت 20:59
چشم در مقابل چشم
ادامه(دلم می آید اما نمی گذارد).
بله،جلوي دلم رو گرفتم. اما اين دفعه رو گولم زد و از دستم در رفت. منو با خودش تا مصلي كشيد ولي هر چه گشت،پيدايش نكرد.يكي از بچه ها اومد و دعوتم كرد تا باهم باشيم. با كسري رفتم ولي اون (دلم) كه راضي نمي شد. بعد از نماز جمعه از دور ديدمش؛ با عجله از كسري خداحافظي كردم ولي دست بردار نبود و با من اومد. وقتي رسيدم پيشش،بازبانش(ظاهرا)اقتدارش را به رخ من مي كشيد،من هم خوشم مي آمد اما چشماش داد مي زد كه ني من همه اينها دروغه.... . مجالي نيست تاگويم سخن درانجمن بااو / زبان چشم را نازم كه مي گويد سخن با او
من هم اصلا حرفهاي زبانش را گوش نكردم يعني باور نكردم؛ فقط به چشماش نگاه كردم و ديدم كه مي گويد: كجاست همنفسي تا كه شرح غصه دهم/كه دل چه مي كشد از روزگار هجرانش توي دلم گفتم يعني چاره جز صبرندارم تا زبانش هم به دلش بپيوندد. مي دونم كه مدت زيادي طول نمي كشه؛ چرا كه چطور يه تيكه گوشت(زبان)، مي تونه جلوي دلي به اون بزرگي و باراني مقاومت كنه؟!؟!؟ صبر و ظفر دوستان قديمند / بر اثر صبر، نوبت ظفر آيد. والسلام.
خوب است این نقاب های چندش آور را هم از خودمان دور کنیم.
|+| نوشته شده توسط نی در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت 22:22
عیدنوروزو گرامی
عید نوروزبرهمه مبارک
این عید فرخنده بر تمام عاشقان گرامی و میمون باد. تقدیم به تو.
|+|
تئوری نی
باسلام
بدون مقدمه عرض می کنم که طبق تئوری نسبت خاص انیشتن زمان و مکان و جرم جسم نسبت به مکان آن متغیر است و من با توجه به این سخن قائل به این امر شده ام که زمان در زندگی زیاد مهم نیست و این عمراست که در گذر است.اما عمرهم با زمان رابطه مستقیمی دارد. شنیده اید که میگویند عمرطلاست ولی من این سخن راقبول نمی کنم چون می توانیم با پول های بدست آورده مان طلا بخریم اما زمان را!!!!!!!!! در این مورد با نظراتتان مرا راهنمایی کنید تا درآینده بحث های علمی جدیدی را برپا کنیم. |+| نوشته شده توسط نی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 22:7
اربعین حسینی
باز مشامم حس غریبی دارد...
. السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی.....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وآخرتابع له علی ذلک اللهم العن.....
من دوست دارم خودتون حرفهامو از عکسهام استنباط کنید
. . .
. . .
التماس دعا دراربعین حسینی
|+|
عشق.............
این مطلب و عکس را از وبلاگ یکی از دوستان برداشتم اما باید این مطالب را که از زبان مولای متقیان امام علی (ع) است به خواطر سپرد دوستون دارم. ولی عشق............. |+| نوشته شده توسط نی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 18:50
جانا
گرکسی هست که فریادکندبودن را همه ازهمت آن رندان خداجوباشد . سلم لمن سالمکم . حرب لمن حاربکم
ما زنده برآنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست |+|
سلام دیگه نتونستم مغرورباشم غرورم رو شکستم و گفتم
چه خوش روزی بودروزجدایی اگربا وی نباشد بی وفایی اگرچه تلخ باشد فرقت یار دراوشیرین بود امید دیدار خوش است اندوه تنهایی کشیدن اگر باشد امید با زدیدن چه باشدگرخورم صدسال تیمار چوبینم دوست رایک روزدیدار اگر یک روزبادلبرخوری نوش کنی تیمارصدساله فراموش نه ای دل توکمی از باغبانی نه مهرتوکم است ازگلستانی نبینی باغبان چون گل بکارد چه مایه غم خورد تاگل برآید به روزوشب بودبی خوردوبی خواب گهی پیراید او را گه دهد آب گهی ازبهراو خوابش رمیده گهی از خوار او دستش خلیده به امید آن همه تیمار بیند که تا روزی براو گل بار بیند نبینی آنکه دارد بلبلی را که از بانکش طرب خیزد دلی را دهد او را شب و روز آب و دانه کند او را ز عود و ساج خانه بدو باشد همیشه خرم و کش برآن امید که بانکی کند خوش همیشه تا برآید ماه و خورشید مرا باشد به وصل یار امید مرادردل درخت مهربانی به چه ماند؟به سرو بوستانی نه شاخش خشک گردد روز سرما نه برگش زرد گردد روز گرما همیشه سبزونغزوآبدار است توپنداری که هرروزش بهاراست تورادردل درخت مهربانی به چه ماند؟به گلزار خزانی برهنه گشته و بی بارمانده گل و برگش برفته،خار مانده منم چون شاخ تشنه دربهاران تویی همچون هوای ابروباراننبرم از توامید،ای نگارین که تا از من نبرد جان شیرین مرا تا عشق صبرازدل براندست بدین امید جان من بماندست نسوزد جان من یکباره در تاب که امیدت زند گه گه براو آب گرامیدم نماند وای جانم که بی امید یک ساعت نمانم همتون یه طوری با این شعرم متناسبین. مگه نه؟! ولی من.. اللهم عجل لولیک الفرج.....
بای تا های
|+| نوشته شده توسط نی در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت 17:0
تواضع
تواضع؟
فروتنی؟؟ هرکس به نحوی خودرا متواضع می داند.امیدوارم که هیچ کس ناراحت نشود.چون اولین نفرخودم را منظور کرده ام.اما تواضع واقعی یعنی چه؟ به همین خواطر ازمطالب گهربار انبیاء و ائمه اطهار استفاده کرده ایم که امیدواریم قابل استفاده باشد.
تواضع و فروتني
از راهكارهاي مؤثر پيامبر اكرم (ص) براي برقراري صميميت و دوستي، تواضع و فروتني است. از عوامل گريز انسانها از يكديگر، سركشي و تكبر و خودخواهي و خودبيني است. بر اين اساس، فروتني، خاكساري و تواضع، مايه دوستي و مهر و صميميت است.
نخستين نكته در تواضع، آن است كه انسان گمان نكند با تواضع، خود را تحقير كرده و شخصيت خويش را خوار شمرده است، بلكه تواضع مايه سربلندي و عزّت در پيشگاه الهي است؛ زيرا عمل كردن به فرمان اوست. در نظر مردم نيز همين گونه است به اين دليل كه آنها تواضع را نشان عظمت و بزرگي شخصيت و بلندي روح انسان مي دانند. پيامبر خدا (ص) مي فرمايد: «همانا تواضع مايه رفعت و بلندي مقام است. پس تواضع كنيد تا خداوند شما را رفعت دهد.» (1207،615) در فرهنگ اسلامي، هر كار خيري بايد براي خدا و با نيت خالص باشد تا پيامدهاي لازم و مثبت را داشته باشد. تواضع نيز چنين است. پيامبر خدا فرموده است: «هر كه براي خدا تواضع كند، خداوند او را رفعت دهد.» (2698) در گفتاري ديگر، پيامبر خدا (ص) درباره تواضع مي فرمايد: «كرامت به تقوا و شرف به تواضع و بي نيازي به يقين است.» (2194)
در مقابل تواضع كه مايه رفعت است، تكبر مايه افتادگي و پستي است. در حديث نبوي آمده است: «هر كه براي خدا فروتني كند، خدايش او را رفعت دهد و هر كه تكبر كند و گردن افرازد، خدايش او را پست كند.» (2799) نقطه مقابل تواضع، گاهي تكبر (گردن كشي و خودبزرگ نمايي) و گاهي تجبّر (بزرگي فروختن و اِعمال قهر و زور) است. خداوند هيچيك از اين دو برخورد را از بنده اش نمي پذيرد و چنين بنده اي را كيفر مي دهد. همان گونه كه رسول خدا (ص) فرموده است: «هر كس فروتني كند، خدايش رفعت و بلندي مقام دهد و هركس بزرگي فروشد، خدايش درهم شكند.» (2939) در شرايط نابرابر اجتماعي كه برخي احساس برتري دارند و خود را حاكم بر ديگران مي پندارند، محصول طبيعي اين شرايط، فخرفروشي و تكبر و خود بزرگ بيني است. پيامبر اكرم (ص) هم راه درمان و هم راه پيش گيري را ارائه كرده است: «خداوند به من وحي فرستاد كه فروتني كنيد تا كسي بر كسي افتخار و كسي بر كسي تعدّي نكند.» (678)
يكي ديگر از آثار مثبت تواضع، در امان بودن از حسادت ديگران است، زيرا انسان متكبّر و خودخواه به طور طبيعي مورد كينه و بي مهري و دشمني ديگران است و به دليل خصلت ناپسند تكبر، همگان آرزومند محروميت او از امكانات هستند. شخص متواضع، با بهره مندي از خصلت تواضع، هر چند از نظر مالي چيزي به مردم ندهد، ولي ارتباط فروتنانه او با ديگران، زبان آنان را نگه مي دارد و اخلاق خوب كه به صورت تواضع نمايانگر شده است، سپري مي شود تا او را از گزند حسادت ديگران مصون بدارد. آنچه گفته شد در اين سخن پيامبر اكرم (ص) آشكار است كه فرمود: «هر انساني كه از نعمتي بهره مند است، در معرض حسادت است؛ مگر آنكه اهل تواضع باشد.» (2176)
نكته ديگر در زمينه ارزشمندي تواضع آن است كه نبايد كاربرد تواضع و فروتني فقط در شرايطي باشد كه انسان نتواند اهل تكبر و اعمال زور باشد، بلكه در موقعيّتي كه زمينه و ابزار مناسب براي اعمال زور و تكبر وجود دارد، تواضع بسيار ارزشمند است. به بيان ديگر، تواضع گاهي اضطراري و قهري است و آن زماني است كه انسان گزينه اي غير از فروتني ندارد: مانند مواردي كه انسان، دستش از همه چيز و همه جا كوتاه است و چون هيچ راهي براي تكبر ندارد، به ناچار اهل تواضع مي شود. گاهي تواضع اختياري و انتخابي است و آن در شرايطي است كه انسان با بهره مندي از زمينه و ابزار و امكانات مناسب براي تكبر، خودش از روي اختيار تواضع را انتخاب مي كند. اينجاست كه اين عمل، برترين كارهاست؛ همان گونه كه پيامبر خدا (ص) فرموده است: «بهترين كارها سه چيز است: تواضع به هنگام دولت (يعني هنگام بهره مندي از قدرت و موقعيت و امكانات) عفو و بخشش به هنگام قدرت و بخشش بدون منّت.» (385)
از آنچه گفتيم روشن شد كه تواضع، اين خصلت ارزشمند انساني، مراتب و درجاتي دارد و بهترين آنها آن است كه انسان در اوج بي نيازي و قدرت و موقعيت و با بهره مندي از امكانات، متواضع باشد. پيامبر خدا (ص) مي فرمايد: «با فضيلت ترين مردم كسي است كه در حال ثروتمند بودن، زاهد باشد و در موقعيت توانمندي، اهل انصاف باشد و در حال قدرت، بردباري پيشه كند.» (419) در كلام ديگر پيامبر اكرم (ص) فرمود: «خوشا به حال كسي كه بدون هيچ كاستي، اهل تواضع باشد.» (1911)
در كلمات پيامبر اكرم (ص) در مواردي به صورت خاص به تواضع سفارش شده است؛ از اين موارد، تواضع در برابر كسي است كه در حق انسان نيكي كرده است. پيامبر خدا مي فرمايد: «هر كه با تو نيكي كند، با وي متواضع باش، هر چند برده حبشي باشد.» (1184)
مورد ديگر، تواضع در فضاي آموزشي است. هم معلم در برابر شاگرد و هم شاگرد در برابر معلم بايد تواضع كند. تواضع دانش پژوه در برابر آموزگار چنان نياز به سفارش ندارد؛ زيرا استاد و معلم حقي بر گردن دانش آموز دارد و گوشه اي از اين حق با فروتني جبران مي شود، ولي تواضع استاد در برابر دانش آموز، يك تواضع انتخابي است و جز با معيارهاي اخلاقي در سطح بالا نمي توان توجيه كرد كه انسان به ديگري چيزي بياموزد و در برابرش فروتن و خاكسار نيز باشد. رسول خدا (ص) مي فرمايد: «با استاد و يا شاگرد خود متواضع باشيد و از دانشمندان سركش مباشيد.» (1185)
مورد ديگري كه انسان شايسته است اهل تواضع باشد، در برابر فقيران و تهيدستان است. پيامبراسلام مي فرمايد: «فروتني كنيد و با مسكينان همنشين شويد تا در پيشگاه خدا بزرگ باشيد و از كبر خارج شويد.» (1186)
تواضع مانند هر خصلت و ويژگي اخلاقي نشانه هايي دارد. اين نشانه ها هريك بيانگر تواضع در بخشي از زندگي است؛ براي نمونه، در ارتباط با زيردستان، گاهي تواضع خود را با هم غذا شدن با آنان نشان مي دهد. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: «غذا خوردن با خدمتكار، از فروتني است.» (1061) و گاهي همنشيني با مسكينان نشانه تواضع است؛ همان گونه كه رسول خدا (ص) فرموده است: «فروتني كنيد و با مسكينان همنشين گرديد تا در پيش خداوند بزرگ باشيد و از كبر رها شويد.» (1186) و در گفتاري ديگر فرموده است: «همنشيني با فقيران از تواضع است.» (1322)
برخي خصلتهاي نيكو، علّت و زمينه ساز خصلتهاي نيك ديگر است. زهد از خصلتهايي است كه در پرتوي تواضع به دست مي آيد، همان گونه كه پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: «تا متواضع نباشي، زاهد نباشي.» (2484) شايد سرّ اين گفته پيامبر خدا اين باشد كه انسان متواضع در حقيقت، دنيا و تعلقات آن را مايه افتخار و فخر نمي بيند و به تعلقات دنيايي بي اعتناست و اين در ژواقع همان زهد و دل نبستن به دنياست. پس در دل تواضع، زهد نهفته است. در حديثي ديگر، پيامبر اكرم (ص) تواضع را از نشانه هاي عقل دانسته و فرموده است: «عاقل آن است كه با سَبُك سر، بردباري كند و از ستمگر در گذرد و با زيردستان تواضع كند و از بالادستان در راه نيكي سبقت جويد.» (1836)
انشاءالله که مورد استفاده باشد. ای دل من................................... هرچندالان به << دود عود>> استاد شجریان گوش می دهم اما به ای وای های قدیم نمی رسد!!!! |+| نوشته شده توسط نی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 1:45
منتظر
الان ازخودم می پرسم؛ بچه این وقت شب واسه چی بیداری؟ مگه توفردا نمی خوای بری مدرسه؟ . .. ... .... ..... بعدازکمی سکوت،بغض گلویم رامی شکنم،به خودم می بالم و می گویم: منتظرم منتظر........................ یابن الحسن بیا شب هجران سحرکن اللهم عجل لولیک الفرج مولا امام زمان(عج)
|+|
بازاین چه......
بازاین بازاین چه بازاین چه شورش است زندگی کردن خیلی سخته این ماه زیبایی که می آید فرصت خوبی است که خودمان را بیابیم. ازکجاآمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم . .
محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر رابرهمه دوستداران اهلبیت (ع) تسلیت عرض مینماییم
یاابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود آن دل که باخود داشتم بادلستانم می رود
دیگرسرتان را به درد نمی آورم .خودتان ازعکس ها تحلیل کنیید.
گلی برای تسلیت............................
آجرکم الله فی مصیبت الحسین |+| نوشته شده توسط نی در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 ساعت 14:35
تقدیم به تو عیدت مبارک |+|
عیدغدیر
سلام
عیدتان مبارک ای عاشقان
این عکس راازوبلگ داداش بارانم کش رفتم عیداخوت برهمه ی اخوان میمون باد
|+| نوشته شده توسط نی در سه شنبه دوازدهم دی 1385 ساعت 13:54
غیبت
سلام
خیرمقدم عرض می نمایم ازاینکه قدم رنجه کرده وبه وبلاگ ماآمدید فصل امتحانها آمدویک ماه ازحضورهمه ی عزیزان مرخص می شوم ولی منتظرناله هایتان هستم. |+| نوشته شده توسط نی در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:43
|